ابوعلی سینا و کشفی بی نظیر

به نظر می رسد که چندین قرن پس از پیدایش عطر در فرانسه، عرب ها، بیش از هر قوم دیگری به مصرف عطر و مواد خوشبو کننده علاقه نشان دادند. دلیل این کار عرب ها بخاطر مقابله با بوی ناخوشایند بدن شان بود که به دلیل کمبود آب نمی توانستند استحمام کننند. حتی بعضی از بیابان گردها، ماه ها استحمام نمی کردند. طبق آنچه که در کتاب های تاریخی آمده است، آنان تصادفی با مواد خوشبو کننده آشنا شدند.

 


به نظر می رسد که چندین قرن پس از پیدایش عطر در فرانسه، عرب ها، بیش از هر قوم دیگری به مصرف عطر و مواد خوشبو کننده علاقه نشان دادند. دلیل این کار عرب ها بخاطر مقابله با بوی ناخوشایند بدن شان بود که به دلیل کمبود آب نمی توانستند استحمام کننند. حتی بعضی از بیابان گردها، ماه ها استحمام نمی کردند. طبق آنچه که در کتاب های تاریخی آمده است، آنان تصادفی با مواد خوشبو کننده آشنا شدند.

یکی از روزها، چوپانی که یک بز را برای تامین غذای خود و بقیه افراد گروهشان سر بریده بود، یک غده کوچک پر از ماده نیمه روغنی خوشبو توجه او را جلب می کند.

چوپان مورد نظر که با پیدا کردن این غده کوچک بسیار کنجکاو شده بود، آنرا روی پوست دستش می مالد و در کمال تعجب متوجه بوی خوشایندی که از آن متصاعد شده بود می شود. علاوه بر آن، روغن غده که در روی پوست او مالیده شده بود، در اثر وزش بادهای شدید و گرم، خشک شده و به دستش نرمی خاصی داده بود.

این مسئله برای این چوپان بسیار جالب و عجیب بود. خیلی زود، خبر این کشف مهم چوپان کنجکاو به اجتماع بیابانگردهای اطراف رسید. پس از آن، غده مربوطه ذیقیمت شد و به عنوان حربه ای برای پوشاندن بوی ناخوشایند بدن بیابان نشینان به کار رفت. کم کم، استفاده از این غده در روستاهای دورتر نیز رایج شد. شواهد نشان می دهند که همه این افراد از بکار بردن و مصرف روغن این غده استقبال کردند.

پس از مدتی حکیم ابوعلی سینا، پزشک معروف، در پی سفرهای خود به این مناطق می رسد. به عبارت دیگر حکیم ابوعلی سینا و این روغن به اصطلاح خوش آیند به یکدیگر می رسند و این افراد با شنیدن حضور یک حکیم معروف، برای معالجه بیماری های خود نزد او می روند. مراجعه کنندگان که سعی می کردند در کمال نظافت نزد حکیم بیایند، پیش از آمدن، روغنی را که فکر می کردند خیلی خوشبوست به دست و پای خود می مالیدند. ولی غافل از اینکه حکیم به هیچ وجه تحمل این بو را نداشت.

حکیم که بخاطر وجدان کاری خود و با اعتقاد بر اینکه معالجه بیماران را وظیفه خود می دانست آن بوی ناخوشایند را نادیده می گرفت. یک شب پس از پشت سر گذاشتن یک روز سخت کاری و معاینه چوپانان زیادی که نزد حکیم آمده بودند، او با خستگی زیاد به خانه می رود. پس از کمی استراحت، ابوعلی سینا که هنوز بوی ناخوشایند چوپانان را در مشامش حس می کرد، برای رهایی از این بو به باغچه کوچک حیاط منزلش می رود و گل های محمدی را که پرورش می داد را بوید. او که با بوئیدن عطر مدهوش کننده گل های محمدی آرامش گرفت، به این فکر می افتد که چرا چوپانان نتوانسته اند با استفاده ار این گل های خوشبو، روغنی بسازند و به تن خود بمالند.

ابوعلی سینا دو بوته گل محمدی داشت که با وجود کمبود آب، با بخشی از آب مصرفی خود، آنها را آبیاری می کرد. همچنان که او این گل های با طراوت را می بوئید، در این فکر بود که چگونه می توان این رایحه را گرفت و حفظ کرد. سپس، دستگاه تقطیری که با استفاده از آن عصاره گیاهان دارویی گوناگون را برای مداوای بیماران خود تهیه می کرد، توجه او را جلب کرد، البته، وسایل تقطیر آن زمان شباهت چندانی به تجهیزات تقطیر امروز نداشت ولی به هر حال، آنان توانسته بودند با همین وسیله ابتدایی به هدف خود برسند. ابوعلی سینا به فکر انجام یک آزمایش جدید می افتد.

حکیم دانشمند، همه گلبرگ های بوته های محمدی را جدا می کند و در دستگاه تقطیر می ریزد. برای نتیجه بهتر، او از همه کسانی که بوته محمدی داشتند گلبرگ جمع آوری و آزمایش خود را شروع می کند. بخاطر کمبود آب، تعداد کمی از دوستان و آشنایان حکیم بوته محمدی پرورش می دادند. در هر حال، او با همین مقدار کم گلبرگ، به آزمایش خود ادامه داد. وی، پس از پایان عملیات تقطیر، کمتر از نیمی از یک قاشق چایخوری، روغن بسیار خوشبویی بدست آورد.

با وجود اینکه حکیم دانشمند، کشف بزرگی کرده بود، کمی نا امید شد چرا که در آنجا بقدر کافی بوته محمدی برای تهیه روغن معطر وجود نداشت. در صورتی، این کشف او می توانست کارایی داشته باشد که بتوانند مقدار زیادی از این روغن را تهیه کنند. او که خیلی نا امید شده بود، دستگاه تقطیر را باز می کند تا برای تقطیرهای بعدی بشوید. پس ازشستشو، حکیم متوجه می شود که آب شست و شو مانند بوته های محمدی باغچه اش، خوشبو شده است. او، به یک کشف دیگر دست پیدا کرده بود. حکیم، همه مراحل بدست آوردن روغن گل محمدی و شست و شوی دستگاه و خوشبو شدن آب آن را با جزئیات کامل می نویسد.

سال ها پس از آن، شیمیدانان و عطر سازان، با استفاده از نوشته های حکیم دانشمند ایرانی توانستند، عصاره گل سرخ و گلاب را بسازند. به احتمال زیاد عطر گل سرخ، نخستین عطری ست که از منشا گیاهی تهیه شده است. در طول قرن های گذشته، رایحه گل سرخ طرفداران بسیاری پیدا کرده و استفاده از آن در میان بسیاری از مردم رواج داشته است. نوشته های تاریخی بسیاری درباره تاثیر و نفوذ این رایحه به جای مانده و بیش از هر گل دیگری، نام گل سرخ در ادبیات به چشم می خورد.

امروزه بهترین عطرهای گل سرخ در بلغارستان تهیه می شود. هر روز، پیش از سپیده بامداد، زنان روستایی بلغاری در حالی که اشعار محلی را زیر لب زمزمه می کنند، برای جمع آوری گلبرگ های ظریف و شبنم زده بوته های گل محمدی به باغ می روند. گلبرگ ها، باید پیش از بالا آمدن آفتاب، در ظرف های ویژه به دستگاه تقطیر منتقل شوند تا رایحه دلپذیری که همچنان در درون گلبرگ ها در جریان است و با رشد گلبرگ، به اوج شکوفایی خود می رسد حفظ شود و از بین نرود. با بالا آمدن آفتاب و روشن تر شدن هوا، از کیفیت بویایی گلبرگ ها کاسته و گاهی اوقات بوی نه چندان خوشایندی از آنها پخش می شود. بنابراین، دقت و صبر بسیاری در بدست آوردن عصاره دلپذیر گل محمدی صرف می گردد.

جالب توجه است که بدانید از حدود هزار و هشتصد کیلوگرم گلبرگ گل محمدی بلغاری، فقط حدود 460 گرم روغن گل بدست می آید. همین مقدار از روغن گل حدود 3500 دلار به عطر سازان فروخته می شود. حتی امروز، آب شست و شوی دستگاه های تقطیر تهیه این روغن، برای تهیه کرم های دست به کار می رود.

امروزه، بسیاری از عطرسازان که از روغن گل محمدی( گل سرخ )، برای تهیه عطرهای بسیار ارزنده استفاده می کنند، خاطره تجربه ذیقیمت و کشف مهم ابوعلی سینا را زنده می سازند. راستی، آیا می دانستید که این کشف او چه تاثیری می تواند در نسل های آینده بشر بگذارد؟